خرید بک لینک

+3

رأی دهید

-3

سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۶ جولای ۲۰۱۶
تقاطع : با اینکه پس از ترکیه تصمیم قاطع گرفته بودم در امور پناهندگی به هیج وجه وارد نشوم، اما مدتی است که به درخواست یکی از دوستان، در بخشی از اداره پناهندگان شهرمان در آلمان به عنوان همکار پارهوقت مشغول شدهام. اما داستان پناهندگان اینجا کاملاً با ترکیه متفاوت و از نوعی دیگر است. در ترکیه افراد به هر نوعی فقط به خروج از آنجا میاندیشیدند، اما اینجا پناهندگانی هستند که فقط دنبال راهی برای گرفتن کمکهای دولتی رایگان به هر نوع ممکن هستند.

کسانی هستند که با پرواز مستقیم از تهران به آلمان وارد شدهاند و برای قبولی گرفتن از هیچ دروغی مضایقه نمیکنند؛ کسانی که ادعا میکنند مسیحی شدهاند و نه تنها زندگیشان در خطر بوده و بلکه خانوادههایشان نیز در خطر بالقوه هستند. هرچند نظرم بر این است که همه ایران از دست حکومتی ضد بشری لایق پناهندگی برای زندگی سالم و آرام هستند، اما کار آنجا دردناک میشود که پناهندگان جهت کمکگرفتنهای بیشتر به دروغ متوسل میشوند. امروز شخصی آمد و درخواست پول برای کالسکه بچه کرد با اینکه فاکتور نداشت، در ابتدا ۳۳۰ یورو را اعلام کرد و پس از چند سوال به ۱۵۰ یورو رسید. اما با محرز شدن سوءاستفاده شخص، تصمیم بر آن شد که حتما فاکتور ارائه کند. اگر همکارانی راسیست داشتم بیتعارف به پلیس معرفی میشد.

دومین داستان مربوط به کسی بود که برای خرید دوچرخه کمک میخواست با اینکه دوچرخه جزو کمکهای رایگان دولتی حساب نمیشود. او با وجود اینکه زبان نمیدانست چند فحش هم نثار من و همکاران کرد و رفت.

داستان سوم مربوط به جوانان افغانی بود. برایم بسیار جالب بود که همگی متولد روز یکم سالهای مختلف میلادی بودند، برای توجیه همکاران گفتم که چون هنوز سیستم ثبت در افغانستان فراگیر نشده برای همین وقتی وارد اروپا میشوند، نخستین روز سال را به عنوان تاریخ تولد اعلام میکنند. امروز چهارده نفر برای گرفتن کفش مجانی برای فوتبال با تاریخ تولد ۱/۱ میلادی آمدند. همگی هم میگفتند فوتبال بازی میکنند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 6 مرداد 1395 ساعت: 2:55

صفحه بندی