+4
رأی دهید
-0
علی میرزاخانی١- دستگاه چاپ پول شاید تنها دستگاهی باشد که این روزها بر خلاف همه دستگاهها در ونزوئلا از کار نیفتاده است. تمام خودپردازها در ونزوئلا اسکناسهای نو با شماره سریال متوالی می دهند اما روی دیگر این سکه، بی ارزش شدن فاجعه بار پول ملی این کشور بوده است؛ شبیه هشت سال پیش زیمبابوه که قیمت یک کیلو گوشت به چند میلیارد دلار زیمبابوه رسید و اقتصاد این کشور را تا مرز فروپاشی کامل پیش برد.
٢- نرخ رسمی دلار در ونزوئلا ١٠ بولیوار است اما در بازار آزاد تا ١٢٠٠ بولیوار جهش کرده است. (برای تقریب به ذهن و مفهوم فاجعه بار این اتفاق، تصور کنید نرخ دلار در ایران از ١٠٠٠ تومان به حدود ١٢٠ هزار تومان می رسید) که به معنی تورم افسارگسیخته ای است که قیمت کالاها را به صورت جنون آمیزی افزایش داده است. مثلا قیمت یک بسته پودر لباسشویی که رسما ٣٢ بولیوار است به ٦٠٠ بولیوار افزایش یافته است. ظاهرا از هفته آینده هم قرار است روزانه چهار ساعت برق قطع شود!
٣- این عاقبت ایجاد تعهدات سنگین برای دولت با پرداخت یارانه های بی حساب و کتاب و اداره اقتصاد با چاپ پول است. این قانون آهنین اقتصاد است که بدون تولید نمی توان با تکیه بر پول نفت یارانه داد و همه چیز را ارزان نگه داشت! البته برای چند سال شاید بشود اما تاوان وحشتناک آن به سرعت همه چیز را ویران می کند. یادمان باشد که ونزوئلا در مقطعی گرفتار این بلا شده است که نه تنها مثل ایران تحریم نبوده بلکه سالانه حدود دو برابر ایران نفت صادر کرده آن هم برای جمعیتی حدود ٢٨ میلیون نفر یعنی کمی بیش از یک سوم جمعیت ایران!
٤- وضعیت ونزوئلا را باید نگاه کنیم و همزمان از یاد نبریم که اقتصاد ایران استعداد قابل توجهی برای گرفتار شدن در چنین وضعیت اسف باری دارد.
ظاهرا به جای اینکه اجماع و همدلی برای حل مشکلات باشد در جهت عدم حل مشکلات است. هزاران میلیارد تومان بدهی برای دولت ایجاد شده است، منابع بانکی به دلیل ورشکستگی اکثر مشتریان مادام العمر نظام بانکی و تمدید مرتب وامها قفل شده است، مجلس به راحتی ابزار استفاده از بازار بدهی ملی برای تزریق پول غیرتورمی به اقتصاد را از بودجه حذف می کند و تیم اقتصادی دولت هم به جای پیگیری موضوع، مشغول دفاع پوپولیستی از تداوم پرداخت یارانه نقدی است و در بی عملی محض گرفتار شده است. دستگاه دیپلماسی هم که باید مراقب باشد بر سر خارجی ها فریاد نکشد تا مبادا رقبای داخلی معادله "برجام مساوی هیچ" را علم کنند. آیا در شرایطی که ایران امروز می تواند به بهشت سرمایه گذاری منطقه تبدیل شود چنین همکاری وسیعی برای جلوگیری از وقوع این اتفاق آن هم نه از سوی دشمنان بلکه توسط کسانی که همگی ساکنان یک کشتی هستند چه عاقبتی می تواند رقم بزند؟
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان